برای سخاوت علیزاده و مرتضی قمصری
دو همکار مطبوعاتی مان دعا کنید

1552-70

دو همکار قدیمی مطبوعاتی مان، سخاوت علیزاده و مرتضی قمصری، چند هفته است در بیمارستان بستری و با بیماری می جنگند.
متاسفانه سخاوت علیزاده هنوز در کومای کامل است ولی مرتضی قمصری که کلیه هایش بکلی از کار افتاده و سینه پهلو کرده بود، این هفته کمی رو به بهبودی رفت و دیالیزش شروع شد. ایندو نیاز به دعای همه ما دارند، برای این همکارانمان دعاکنید که خدا کمک کند آنها از این بحران بیماری بیرون آیند.

آیا آتش سوزی تئاتر شهر عمدی بود؟!

1552-71

چهارشنبه گذشته حدود ساعت 10 شب بخشی از زیرزمین مجموعه تئاتر شهر در تهران دچار آتش سوزی شد که به گفته مسئولین آتش نشانی ساعاتی بعد این آتش مهار شد.
بعد از آتش سوزی شایعاتی در شهر پیچید از جمله اینکه در 5 سالن این مجموعه دو نمایش تازه آماده می شد، که از دیدگاه بعضی متعصبین ایرادهایی داشت از جمله ستارگان زن که حجاب نداشتند و ظاهری کاملا اروپایی داشتند درحالیکه کارگردان نمایش قبلا خبر داده بود که موهای بظاهر عریان آنها مصنوعی است و همانند یک روسری بر سر آنها می باشد و مسئله کشف حجاب منتفی است..
البته هنوز مسئولان تئاتر درباره این آتش سوزی نظری نداده اند و یکی از کارکنان داخلی می گوید یک حادثه معمولی و اتفاقی بوده است.
ضمنا می دانید که کار تئاتر در این محل در سال 1351 با نمایش باغ آلبالو به کارگردانی آربی آوانسیان و بازیگری داریوش فرهنگ و سوسن تسلیمی آغاز شد.

زینت خطیبی، از پیشگامان زنان بازیگر ایران

1552-72

1552-73

1552-74

از خانم زینت مودب (خطیبی) و کارنامه ی درخشانش یاد می کنیم که علاوه بر این که از نخستین بانوان بازیگر در فیلم های اولیه ی سینمای ایران بوده مدیریت استودیوی نوپای دکتر کوشان را هم عهده دار شده بوده و به پیشنهاد خود کوشان – و او از راه لطف مختصری از کارنامه ی خود را مرحمت کرده اند که ملاحظه می فرمائید:

***

بازی درفیلم ازهمان دوران نوجوانی مسیر زندگی مرا برای همیشه عوض کرد. پس از یک ازدواج کوتاه مدت وجدایی ازهمسراولم به کارماشین نویسی دریکی از ادارات دولتی مشغول بودم که بطور اتفاقی با آقای دریابیگی، شاعر و نویسنده و فیلمنامه نویس اولین محصول میترافیلم – طوفان زندگی- آشنا شدم و او از من دعوت کرد که نقش اول این فیلم را برعهده بگیرم. درهمان جلسات اول تمرین برای بازی درفیلم، دکترکوشان به من پیشنهاد کرد تا کار مونتاژ فیلم را هم بیاموزم تا بتوانم بطورتمام وقت در استودیوی نوپای او کارکنم. این یک فرصت استثنایی بود تا من به کاری بپردازم که تا آن زمان نمی دانستم تا چه حد به آن علاقه دارم. در سال 1326 دوفیلم طوفان زندگی و زندانی امیر با بازی من در نقش اول هردوفیلم به نمایش درآمد. این نخستین باربود که دو فیلم ناطق محصول استودیویی درداخل مملکت ساخته می شد و من خوشحالم که توانستم سهمی در این نخستین قدم های سینمای نوپای آن زمان ایران داشته باشم.
مدت کوتاهی بعد از بازی در این دوفیلم بود که درهمان استودیو با پرویزخطیبی آشنا شدم. او نخستین فیلم کمدی تاریخ سینمای ایران – واریته بهاری- را می ساخت و من و او ضمن دوبله یک فیلم عاشقانه دربخش دوبلاژ میترافیلم به هم دلباختیم. بعد از ازدواج با پرویز، فعالیت های من محدودشد به کار دوبلاژ فیلم، بازی درفیلم های همسرم و بعد هم بمدت 17 سال یکی از پرکارترین بازیگران نمایش های رادیویی بودم و سال ها علاوه برکار با رادیو دریا و برنامه “راه شب” افتخارهمکاری با دکتر انجوی شیرازی و برنامه “فرهنگ مردم” را پیدا کردم. درسال های زندگی در آمریکا هم همکاری من و پرویزخطیبی دراجرای نوارهای صوتی، ویدیوها و نمایشنامه های فکاهی – سیاسی او ادامه پیدا کرد.

شب گراميداشت فروغ فرخ زاد در پنجاهمين سالگرد جاودانگى او در شهر لاگونا هيلز با استقبال فراوان برگزار شد

1552-75

1552-76

1552-77

١٩ فوريه، به مناسبت پنجاهمين سالگرد جاودانگى فروغ فرخ زاد شاعر بزرگ و نامدار ايران و فيلمساز برجسته، مراسم گراميداشتى شامل شعر،موسيقى و نمايش فيلم، در شهر لاگونا هيلز برگزار شد كه با استقبال بسيار زياد علاقمندان روبرو گرديد. اين برنامه، با عنوان “عاشقانه با مژده حبيبى و فرزام فتاحى، شبى در ستايش شعر و موسيقى”به همت مژده حبيبى، گوينده و مجرى توانا و برنامه ساز راديو تلويزيون و نقاش، و فرزام فتاحى موسيقيدان و نوازنده چيره دست ويولن و پيانو و با همكارى رامين برزگر، كارگردان فنى و فيلمبردار، كه هنرمندى بسيار خوش ذوق و خلاق است در Music Vault Academy در شهر لاگونا هيلز برگزار شد.
در شب گراميداشت فروغ، ابتدا مژده حبيبى درباره زندگى و آثار فروغ و جايگاه والا و ارزشمند اين هنرمند بزرگ در عرصه ادبيات معاصر ايران سخن گفت و سپس چند شعر زيباى فروغ را اجرا كرد در حاليكه فرزام فتاحى با نواختن ويولن او را همراهى ميكرد.
همچنين بخشهايى از صحبتهاى فروغ و فيلم كوتاهى از او و صحبتهاى فريدون و پوران فرخ زاد كه درباره خواهر خود صحبت كرده بودند، پخش شد. در بين برنامه نيز فرزام فتاحى چند ترانه محبوب فريدون فرخ زاد را به همراه نواى دل انگيز پيانو اجرا كرد كه در همين حال حاضرين نيز همزمان، او را در خواندن ترانه ها همراهى كردند .
در اين برنامه، همچنين چند تابلو از نقاشى هاى مژده حبيبى كه از پرتره فروغ كشيده بود به نمايش گذاشته شد. مژده حبيبى كه سالهاست مردم، با صدا و چهره دوست داشتنى او در برنامه هاى مختلف راديو تلويزيونى و توانايى كم نظير او در تهيه و اجراى خبر، همچنين برنامه ادبى، هنرى او با نام عاشقانه، آشنا هستند سالها پيش در رشته نقاشى تحصيل كرده و قصد دارد به زودى نمايشگاهى از آثار خود را كه به گفته خودش بيشتر آنها را با الهام از اشعار فروغ فرخ زاد كشيده به نمايش بگذارد. مژده همچنين سالها پيش، دو سى دى در يك مجموعه درباره زندگى و آثار فروغ تهيه و منتشر كرده كه با استقبال بسيار علاقمندان روبرو شد.
جا دارد از تمام افرادى كه در اين سوى آبها با امكانات بسيار محدود و تنها با تلاش و كوشش خود به واسطه عشق سرشارى كه به وطن خود دارند، مشعل با شكوه ادبيات و زبان فارسى را روشن نگاه داشته و اينچنين بر هنر و هنرمند، ارج مينهند قدردانى كنيم و در حمايت و پشتيبانى آنها بكوشيم.

نامه پراحساس مسعود کیمیایی به فرهادی
مسعود کیمیایـی در متنـی به مناسبـت موفقیـت
اصغر فرهادی در کسب جایزه اسکار برای او نوشت

1552-78

شرق- در متن این یادداشت آمده است:
«ما… عاشقان نوجوان فقیری بودیم که هرآنچه داشتیم رؤیا بود. پول‌های خرد برای ما پول بود. پول‌های فلزی برای سلمانی، حمام. جوراب، لباس که سالانه بود و فقط برای عید بود و آن دستبرد بی‌گناه از جیب پدر و آن پول‌های خرد که میان پاشنه‌کش و ناخن‌گیر میان دو انگشت باید ماهرانه و بی‌صدا گیر می‌کرد که پدر را از خواب بعدازظهر بیدار نکند، پدر سال‌های بعد گفت همه را می‌دانسته حتی برای سینما. سه تومان کافی بود.
حالا لاله‌زار، سینما رکس، ماجرای نیمروز، سینما مایاک که سقفش با دیوارهایش چادر بود. دوازده تا گری کوپر اسکار برده. می‌نوشتند سکار الف آن کنار دو می‌شد دوازه سکار. گری کوپر رفت میان رؤیاها، اسپنسر تریسی دو سال پشت هم ٣٨-٣٩ اسکار برد، دوتایی‌ها خیلی کم بودند. کاترین هپبورن، چرا فردریک مارچ دواسکاری با بوگارت در فیلم «ساعات ناامیدی» نقش دوم بازی کرد؟ ارنست بورگناین سیاهی‌لشگر فیلم ورا کروز، یک نقش خوب، ١٩٥٥، مارتی قصاب را بازی کرد اسکار یک گرفت داره می‌ره برای دومیش و حالا خیلی‌های دیگر…
اما داستان ما ادامه داشت. باز همان لاله‌زار بود و سینما رکس راه‌رفتن و راه‌رفتن و بلیت یک تومان و هشت ریال
اسکار و اسکار
ما بزرگ‌تر شدیم، من دستیاری کردم، به رؤیاها می‌خواستم نزدیک شوم، جان‌کندن بود و همان فقر و رؤیا، دو اسکاری‌ها را چندتایی در مولن‌روژ دیدم. گری کوپر، ویلیام وایلر، بیلی وایلدر، رؤیاهای من به اندازه یک سلام به آنها به این دنیا می‌آمد و باز رؤیا می‌شد.
حالا… اصغر فرهادی دو اسکاره شد… اصغر فرهادی خودمون، خودم، یک دو اسکاری رفیق ما شد.
حالا می‌فهمم آن‌همه رویا و راز در آسمان بی‌ستاره ما، یک جایی، در آستانه پیری من از راز بیرون آمد و شد اصغر فرهادی، من هم همراه دوستانم که ساختیم، جون کندیم تا سهم من شد «گوزن‌ها» و «سرب» و «جرم»… و «قاتل اهلی». این راه پر از تیغه‌های حسادت است، باید روی آنها راه رفت و لبخند زد، احترام آنهایی که راه گشودند که اصغر فرهادی این معرفت‌ها و دانستگی‌ها را خوب دارد و کار کرده و کار کرده یک سینماگر بلد و پاکیزه که در هر دستش یک اسکار دارد. همان اسکار روزگاری که از ذهن ما با تیغ هم تراشیده نشد.
اصغر فرهادی را حسادت نکنیم… عشق کنیم. آزار ندهیم. حتی بازی را از ترامپ بردن خوش است.
اصغر فرهادی جای عزیزی را در آسمان راز و رویای من گرفت و گفت رویا همیشه رویا نمی‌ماند، من هستم. اسکارت را دادی به کسانی بگیرند که زمین را بسیار کوچک دیدند.
زمین را نقطه‌ای در جهان دیدند که انسان در آن گم بود. حالا تو با من در لاله‌زاری… با هم راه رفته‌ایم… پول‌هایمان را روی هم شمردیم، من با لهجه تهرانی و تو اصفهانی، چه خوشیم. هر دو داریم از انگلیسی حرف‌زدن دور می‌شیم. می‌گن خیلی به‌درد‌بخوره. حالا تو با من در لاله‌زاری، چرا هنوز هم آن رویا را داریم، من از اسکار می‌گویم تو می‌گویی با من.
اصغر معرفت میگه یکی از اونایی‌رو که بردی بده به من.»

امیتا باچان در فیلم سلام بمبئی 2

1552-79

این روزها سازندگان ایرانی فیلم «سلام بمبئی2» در هند به سر می برند تا با امیتا باچان بازیگر پرقدرت وقدیمی هند که به روایتی بعد از راج کاپور به عنوان پدر سینمای هند شهرت ساخته قراردادی ببندند.
قربان محمود پور کارگردان سلام بمبئی 2 با مدیر امیتا باچان مرتب جلسه دارد تا بتواند با نشاندن او به جمع بازیگران این فیلم فروش میلیاردری آنرا پیشاپیش تضمین کند.
محمدپور درباره قصه فیلم می گوید: این فیلم سبک کمدی درام است که باید بگویم خداوند همه چیز را از جنس نر و ماده خلق کرده و قصه فیلم درباره یکی از بچه های ابلیس است که نمی خواهد راه پدر را ادامه بدهد. و قصد توبه دارد، او دختر ابلیس است که بنابر فرمان خداوند به زمین می آید. نقش او را یک ستاره هندی بازی خواهد کرد.
اولین فیلم سلام بمبئی، تا امروز حدود 14 میلیارد تومان فروش داشته و در آن محمدرضا گلزار، بنیامین بهادری، شایلی محمودی، بهروز چاهل، دیا میرزا بازی می کنند که یک قصه درام عاشقانه است.

«رامین پیرامون» در تدارک ساخت
یک سریال بحث انگیز

1552-80

رامین پیرامون روزنامه نگار با سابقه و فعال سیاسی، اینروزها مقدمات یک سریال تلویزیونی را در ترکیه بنام «از تهران تااستانبول» آماده می کند، که داستان یکی از بلندپایگان ساواک و درواقع مامور انتخابی شاه در ترکیه است که ماموریت پیدا می کند مامورین سابق شوروی را شکار و ترکیه را از کمونیست شدن نجات بدهد که بعد خودش به صورت یک امپراتور اقتصادی در می آید.
پیرامون گروهی از ستارگان معروف سینما و تلویزیون ترکیه را برای این فیلم کاندید کرده و بیشتر توجه او به بهروز وثوقی سوپراستار با سابقه سینماست که اگر با او به توافق برسد، نقش نخست را به او وا می گذارد.
در این باره با پیرامون گفتگو خواهیم کرد.