جواد مجابی، شاعر، نویسنده، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری، روز شنبه ۱۴ شهریور پس از یک دوره بیماری در تهران درگذشت. او بیش از شش دهه در عرصه ادبیات، روزنامه‌نگاری و هنرهای تجسمی فعالیت داشت و با انتشار ده‌ها اثر در شعر، داستان، رمان، طنز و نقد هنری، به یکی از چهره‌های شناخته‌شده فرهنگ معاصر ایران تبدیل شد.

جواد مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته حقوق آغاز کرد و سپس دکترای اقتصاد گرفت، اما مسیر حرفه‌ای‌اش خیلی زود به روزنامه‌نگاری، ادبیات و هنر تغییر کرد.

مجابی از دهه ۱۳۴۰ فعالیت جدی خود را در مطبوعات آغاز کرد و در سال‌های پیش از انقلاب با نشریاتی از جمله «فردوسی»، «خوشه» و «جهان نو» همکاری داشت. او همچنین از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸ دبیر بخش فرهنگ و هنر روزنامه اطلاعات بود.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت مطبوعاتی مجابی ادامه پیدا کرد و او با نشریاتی همچون «آدینه»، «تکاپو» و «دنیای سخن» همکاری داشت و مدتی نیز سردبیری «دنیای سخن» را بر عهده گرفت.

مجابی از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران بود و در طول فعالیت فرهنگی خود از آزادی بیان و مخالفت با سانسور دفاع می‌کرد. محدودیت‌های ایجادشده برای ادامه فعالیت او در روزنامه اطلاعات پس از انقلاب، باعث شد تمرکز بیشتری بر نویسندگی و فعالیت‌های ادبی و هنری داشته باشد.

کارنامه مجابی تنها به شعر و داستان محدود نبود. او در زمینه نقد هنرهای تجسمی نیز فعالیت گسترده‌ای داشت و بخش قابل توجهی از نوشته‌هایش به معرفی و بررسی هنرمندان معاصر ایران اختصاص داشت. از جمله آثار پژوهشی و انتقادی او می‌توان به شناخت‌نامه‌هایی درباره احمد شاملو و غلامحسین ساعدی اشاره کرد.

نخستین مجموعه شعر او با عنوان «فصلی برای تو» در سال ۱۳۴۴ منتشر شد. «زوبینی بر قلب پاییز»، «پرواز در مه»، «بر بام بم» و «سفرهای ملاح رؤیا» از دیگر مجموعه‌های شعری او هستند.

مجابی در حوزه طنز نیز آثار متعددی منتشر کرد که از میان آنها می‌توان به «یادداشت‌های آدم پرمدعا»، «آقای ذوزنقه»، «جونم واست بگه» و «نیشخند ایرانی» اشاره کرد. در داستان‌نویسی نیز آثاری مانند «من و ایوب و غروب»، «کتیبه»، «دیوساران» و «از دل به کاغذ» در کارنامه او قرار دارند.

در حوزه رمان نیز «شهر بندان»، «شب ملخ»، «مومیایی»، «باغ گم‌شده»، «برج‌های خاموشی» و «ایالت نیست در جهان» از جمله آثار شناخته‌شده او هستند. گستردگی این آثار، مجابی را به چهره‌ای چندوجهی تبدیل کرده بود که همزمان در شعر، داستان، طنز، نقد ادبی و هنرهای تجسمی فعالیت می‌کرد.

مجابی در سال‌های پایانی زندگی نیز فعالیت هنری خود را متوقف نکرد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، او در سال ۱۴۰۵، زمانی که در بیمارستان ایرانمهر بستری بود، مجموعه‌ای از نقاشی‌های خود با عنوان «شب‌های سفید بیمارستان و من» را به نمایش گذاشت.

درباره سن او هنگام درگذشت، برخی منابع از جمله ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی ۸۷ سال و منابعی مانند رادیو فردا و صدای آمریکا ۸۶ سال اعلام کرده‌اند. این اختلاف به شیوه محاسبه سن و تاریخ تولد او مربوط است؛ منابع درباره تولد او در سال ۱۳۱۸ اتفاق نظر دارند.

خانواده مجابی اعلام کرده‌اند پیکر او پس از مراسم تشییع به خاک سپرده خواهد شد و پس از آن، به مدت هفت روز خانه او پذیرای دوستان، علاقه‌مندان و اهالی فرهنگ و هنر خواهد بود.

با درگذشت جواد مجابی، ادبیات و هنر معاصر ایران یکی از چهره‌های پرکار و چندوجهی خود را از دست داد؛ نویسنده‌ای که بیش از شش دهه از عمر خود را صرف شعر، داستان، طنز، روزنامه‌نگاری و نقد و معرفی هنر ایران کرد و آثار متعددی از خود به جا گذاشت.