1372-52

فیلم The Butler چهره های متفاوتی دارد، درحالیکه سسیل پیشخدمت مخصوص کاخ سفید، درخدمت روسای جمهور امریکاست، آن سوی کاخ، پلیس و گروهی مردم نژادپرست، سیاهپوستان را به شنیع ترین وجه آزار میدهند، حقوق شان را پایمال می کنند، آنها را براحتی می کشند و فریادرسی هم ندارند. در این میان سسیل در امن ترین خانه، به تصاویرشان در تلویزیون ها چشم می دوزد، در  دل برایشان اشک می ریزد و چون حق ابراز عقیده و نظر ندارد، در سکوت خود فریاد میزند.
این فیلم قصه واقعی سسیل پیشخدمت مخصوص کاخ سفید است، که در طی عمر خدمت خود، به 7 رئیس جمهور امریکا خدمت کرده و خصوصی ترین اسرارشان را شنیده و لب فرو بسته است.
آن سوی چهره سسیل، پسرش لوئیز است که یک مبارزجوان برای احقاق حق سیاهپوستان چه در امریکا و چه در هر سرزمین دیگری است. لوئیز همه جا مورد احترام است، تحصیلات خود را تا بالاترین درجه طی می کند. یک پژوهشگر و یک فعال سیاسی اجتماعی میشود، ولی پدرش سیسیل انگار او را نمی بیند، بدلیل یک درگیری دیرین، هنوز او را نبخشیده و در اصل چهره واقعی پسرش را نشناخته است.

1372-53

«فارست ویتیکر» بازیگر توانای سینما، بعد از سالها امکان می یابد یکی از درخشانترین بازیهای خود را در این فیلم به نمایش بگذارد وهمه بازیگران فیلم را تحت تاثیر قرار بدهد. همراهش اپرا وینفری چهره محبوب تلویزیونی نقش گلوریا همسرش را بازی می کند. بازی های اپرا را قبلا دیده ایم ولی این فیلم نقطه عطف در کارنامه هنری او بحساب می آید.
 روند فیلم، با توجه به روسای جمهور جدید و عقایدشان درباره تبعیض نژادی، فیلم را همچنان گرم نگه میدارد تا یک رویای شیرین به واقعیت می پیوندد آنهم گزینش باراک اوباما بعنوان اولین رئیس جمهور سیاهپوست تاریخ امریکا. این درواقع رشد فکری و بکلی تحول اندیشه را در جامعه ای نشان میدهد که بیش از هر سرزمینی بخود مهاجر پذیرفته است و ساختار خود را بر مبنای توانایی های آنها استحکام بخشیده است.
همانگونه که گزینش فارست ویتیکر برای نقش سسیل بجاست، بازیگران دیگر فیلم چون الن ریکمن در نقش پرزیدنت ریگان و جین فاندا در نقش ننسی، رابین ویلیامز در نقش آیزنهاور، جان کوسک در نقش نیکسون، بسیار حساب شده است و تنها ایفاگر نقش کندی، انگار در قالب خود جای نمی گیرد ولی بقیه همه برای این نقش ها ساخته شده اند.
فیلم بدلایل مختلف یک فیلم ماندنی است، ازجمله هماهنگی درون و بیرون کاخ سفید، تغییر وتحول در زندگی سیاسی شان، هارمونی خاصی که میان این دو فضا و گذر سالها نشان میدهد، بر روانی و گرمی فیلم می افزاید.

 

1372-54

فیلم Prisoner شاید از معدود فیلم هایی باشد که تماشاگر را با خود، در امواجی از هیجان تا به آخر فیلم می برد ولی قهرمانی به او تحویل نمی دهد. چون معمولا تماشاگر امروز سینما، بدنبال قهرمان است، تا همه تکیه ذهنی خود را بروی آن شخصیت بگذارد، ولی کارگردان فرانسوی کانادایی فیلم دنیس ویلی نوو،  درست برعکس عمل کرده و اتفاقا موفق هم بوده است.
فیلم قصه دو خانواده، دو دوست قدیمی کلر دوور (هیوجکمن) و فرانکلین بیرچ (ترنس هاوارد) و همسران شان ماریا بلو و ویولادیویس و بچه هایشان است. هر دو خانواده درخانه «بیرچ» جمع شده اند، لحظات قشنگی را پشت سر می گذارند، تین ایجرها روی زمین لم داده و غرق شوهای تلویزیونی هستند، خانم ها هم به گپ وگفتگو وغیبت مشغولند، دوستان قدیمی با مشروبخواری و یادآوری خاطرات نوجوانی خود سرگرم هستند، که ناگهان این آرامش قبل از طوفان بهم می ریزد، دو دختربچه 6و 7 ساله از دو خانواده، غیب شان میزند. طوفانی بپا میشود، هر کدام به سویی می روند، خانم ها افسرده و غمگین و مردها عصبی پرخاشگر، دراین میان کلر دوور(جکمن) حال غریبی دارد،آرام و قرار ندارد. با ورود کارآگاه لاکی (جیک جیلن هال) تا حدی بخود می آیند تنها فرد مشکوک الکس جونز (پال دانو) است که با عمه اش ملیسا لیو زندگی می کند. بعد از 48 ساعت بدلیل نبودن مدرک و شاهد، الکس آزاد میشود، ولی «کلر» به خشم می آید و تصمیم می گیرد خود عدالت را اجرا کند.

1372-55

در این مرحله فیلم وارد مرحله تازه ای میشود، چون کلر فکر می کند الکس تنها کلید حل این معماست و چهره خشن و بیرحم تازه ای از یک مرد خانواده می بینیم.
بجرات فیلم از همان لحظات آغاز در دست هیوجکمن است، او تا پایان نیز این نفوذ و تاثیر را بر فیلم دارد و براستی یکی از پرقدرت ترین بازیهای خود را ارائه داده است، البته ترنس هاوارد، ویولا دیویس و جیک جیلن هال یک کارآگاه آشفته فکر، در بسیاری از صحنه ها می درخشد.
قصه فیلم با دست توانای ارون گازیوسکی خوب پرداخت شده، تا پایان همچنان خود را همانگونه که اشاره کردیم فیلمنامه نویس و کارگردان، چنان ماهرانه عمل کرده اند که فیلم قهرمان خاصی ندارد، تماشاگر شاید در یک لحظه خاص به «کلر» و «جکمن» حق می دهد در صحنه دیگری اورا خشن می بیند.
فیلم بدون اینکه صحنه های خونبار داشته باشد، فیلمی پر از هیجان است  به تماشاگر فرصت تفکر دیگری نمیدهد، جوانها استقبال زیادی از فیلم کرده اند، ضمن اینکه خانواده ها نیزبه فیلم کردیت داده اند.