انتشار بیانیهای در حمایت از داریوش آشوری، نویسنده و متفکر ایرانی، پس از دیدار اخیر او با رضا پهلوی، بار دیگر بحث نسبت روشنفکران با سیاست و مفهوم «همگرایی ملی» را به صدر گفتوگوهای فضای عمومی کشاند. این بیانیه که به امضای جمعی از نویسندگان و روزنامهنگاران رسیده، تلاش دارد از این دیدار تفسیری نمادین و ملی ارائه دهد و آن را در چارچوب حق شهروندی و مسئولیت روشنفکری صورتبندی کند.
در متن بیانیه، آشوری «در قامت یکی از نویسندگان و روشنفکران شاخص ایرانی و نیز بهعنوان یک شهروند ایرانی» توصیف شده که تصمیم به دیدار با رضا پهلوی را در چارچوب حق فردی و نشانه «میهندوستی و بلندنظری» اتخاذ کرده است. امضاکنندگان تاکید کردهاند این دیدار، فارغ از واکنشهای انتقادی، حامل پیامی سیاسی و فرهنگی بوده که میتواند در آینده آثار «مثبت و سازنده» داشته باشد.
نامهایی چون محمد یعقوبی، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی، احسان پیربرناش، ناصر کرمی، آسیه امینی، حسین مرتضائیان آبکنار و علی عبداللهی در میان امضاکنندگان دیده میشود؛ چهرههایی که حضورشان نشان میدهد این بیانیه تنها یک موضع فردی نیست، بلکه بخشی از طیفی از فعالان فرهنگی و رسانهای آن را تأیید کردهاند.
دیدار مورد اشاره سوم اسفند میان داریوش آشوری و شهلا شفیق با رضا پهلوی و همسرش انجام شد. بنا بر اعلام دفتر رضا پهلوی، در این نشست درباره چالشهای سیاسی و فرهنگی در مسیر گذار از جمهوری اسلامی گفتوگو شده است؛ موضوعی که نشان میدهد محور گفتوگو فراتر از یک ملاقات تشریفاتی و در چارچوب مباحث مربوط به آینده سیاسی ایران بوده است.
روشنفکران و سیاست؛ مرزهای تازه
واکنشها به این دیدار، از حمایت تا انتقاد، بازتابدهنده حساسیت تاریخی رابطه روشنفکران ایرانی با قدرت سیاسی است. در تاریخ معاصر ایران، جایگاه روشنفکران همواره در نسبت با ساختار قدرت محل مناقشه بوده است؛ از نقشآفرینی در جنبشهای سیاسی تا فاصلهگیری آگاهانه از سیاست رسمی.
بیانیه حمایتی را میتوان تلاشی برای بازتعریف این نسبت دانست: تأکید بر اینکه مشارکت در گفتوگوهای سیاسی لزوماً به معنای همسویی سازمانی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه میتواند در چارچوب مسئولیت مدنی و دغدغه ملی تفسیر شود. در این نگاه، دیدار با یک چهره سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، نه بهعنوان حمایت از یک پروژه خاص، بلکه بهعنوان بخشی از گفتوگوی ملی درباره آینده کشور ارزیابی میشود.
همگرایی یا قطببندی بیشتر؟
در مقابل، منتقدان چنین دیدارهایی ممکن است آن را نشانه ورود روشنفکران به صفبندیهای سیاسی مشخص بدانند؛ امری که میتواند به تشدید قطببندی در فضای اپوزیسیون منجر شود. از این منظر، هرگونه نزدیکی نمادین میان چهرههای فرهنگی و سیاسی، پیامدهایی فراتر از یک ملاقات ساده دارد و میتواند بر آرایش نیروهای سیاسی در خارج از حاکمیت تأثیر بگذارد.
با این حال، بیانیه منتشرشده تلاش دارد تأکید کند که این دیدار بیش از آنکه یک اقدام حزبی باشد، حرکتی نمادین در جهت «همگرایی ملی» است؛ مفهومی که در سالهای اخیر در میان بخشی از فعالان سیاسی و مدنی بهعنوان راهی برای عبور از پراکندگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده است.
اهمیت نمادها در سیاست ایران
در فضای سیاسی ایران، نمادها اغلب نقشی فراتر از کارکرد ظاهری خود ایفا میکنند. دیدار یک نویسنده شناختهشده با چهرهای سیاسی چون رضا پهلوی، میتواند از سوی حامیان بهعنوان نشانهای از گشودگی گفتوگو و از سوی منتقدان بهعنوان موضعگیری سیاسی تعبیر شود. همین دوگانگی، اهمیت بیانیه حمایتی را دوچندان میکند؛ زیرا نشان میدهد بخشی از جامعه فرهنگی تلاش دارد روایت خود را از این رخداد تثبیت کند.
در نهایت، آنچه این بیانیه برجسته میکند، دفاع از حق انتخاب و کنش فردی یک روشنفکر در عرصه عمومی است. اینکه این اقدام در آینده به تقویت همگرایی میان طیفهای مختلف مخالفان جمهوری اسلامی بینجامد یا به شکلگیری بحثهای تازه درباره مرز میان فرهنگ و سیاست منجر شود، به تحولات بعدی بستگی خواهد داشت.
اما بیتردید، این رخداد نشان داد که در شرایط کنونی، حتی یک دیدار نمادین نیز میتواند به نقطه تمرکز گفتوگویی گستردهتر درباره نقش روشنفکران، مسئولیت مدنی و چشمانداز گذار سیاسی در ایران تبدیل شود.