دگرگونی کاخ سفید، چیزی بود از جنس زیبایی؛
ظریف، پالوده و نمونه کاملِ سلیقه خوب.
بازسازیای که سه سال به طول انجامید، بیتردید واکنشهایی را برانگیخت—بهویژه وقتی زوج اول کشور، برای نخستین بار، هدایای عتیقهای را پذیرفتند که زمانی متعلق به جورج واشنگتن و آبراهام لینکلن بود. شاید پردههای طلایی برای اقامتگاهی که قرار بود خانه یک رئیسجمهور باشد، نه یک پادشاه، کمی اغراقآمیز به نظر میرسید.
با این حال، بیشتر این نگرانیها زمانی برطرف شد که ژاکلین کندی دوربینهای شبکه CBS News را برای یک برنامه تلویزیونی ویژه در ساعات پربیننده دعوت کرد:
«تور کاخ سفید با خانم جان اف. کندی».
این برنامه در روز ولنتاین سال ۱۹۶۲ پخش شد و حدود ۵۶ میلیون بیننده داشت؛ و همان شب، بانوی اول را—در کنار همسرش، جان اف. کندی، جوانترین رئیسجمهور منتخب تاریخ آمریکا—به یک چهره سیاسی بزرگ بدل کرد.
جکی پیش از آن نیز به یک پیشرو در مد تبدیل شده بود؛ فروش کلاههای پیلباکس، دستکشهای سفید و کتودامنهایی با دکمههای بزرگ و اغلب اورسایز را بهشدت افزایش داده بود. اکنون او به نماد سبکی بدل شده بود که همزمان مینیمالیسم و مدرنیته را در آغوش میگرفت. زنان سراسر جهان آرزو داشتند شبیه جکی لباس بپوشند.
«هیچکس هرگز از من نپرسید آیا دوست دارم همسر رئیسجمهور باشم یا نه.»
این جملهای بود که او بعدها گفت—و جان اف. کندی نیز یکبار با شوخی گفته بود که همسرش، پیش از او و معاون رئیسجمهور جانسون، بهعنوان یک نماد فرهنگی شناخته میشد.
با این حال، بانوی اول بودن کار آسانی نبود. او زنی اهل کتاب و روشنفکر بود و رئیسجمهور نیز به او تکیه داشت، اما در ابتدای راه، برخی از رأیدهندگانِ نگرانِ کندیها، آنها را اسنابهایی از نیوپورت میدیدند که—به تعبیر خودشان—«موهای پفدار داشتند، لباس فرانسوی میپوشیدند و از سیاست متنفر بودند».
در نتیجه، او بهندرت در مسیر کارزارهای انتخاباتی، همسرش را همراهی میکرد.
«جک هرگز کاری نکرد که من حس کنم سربار او هستم، اما واقعیت این بود که من چنین حسی داشتم.»
این گفته جکی است که در تاریخ شفاهی ثبت شد؛ روایتی که مورخ آرتور ام. شلسینگر جونیور در سال ۱۹۶۴ ثبت کرده است.
او نوشته است:
«وقتی جک به کاخ سفید آمد، تمام کارهایی که من همیشه انجام میدادم ناگهان شگفتانگیز شدند. من خوشحال بودم—آنقدر خوشحال که میتوانستم به جک افتخار کنم. آن سالها شادترین سالهای زندگی ما بودند.»
با اینهمه، زمانی که دونالد ترامپ کاخ سفید را در هالهای شبیه «کملوت» از زر و زیور فرو برد، بخشی از باغ رز کندی را کند و بال شرقی آن را برای ساختن تالاری باشکوه و بزرگ تخریب کرد، نگاهها دوباره به آن دوران بازگشت؛ دورانی که ظرافت، معنا و نمادپردازی بر نمایش صرف غلبه داشت.
در تالارهای رقص، قدردانی تازهای از ظرافت بیتکلّف ژاکلین بوویه کندی شکل گرفته است.
بیش از سی سال پس از مرگ او، و بیش از نیم قرن بعد از آنکه هنرمند اندی وارهول تصویرش را به موزهها برد، او همچنان ستونی از فرهنگ عامه و نمادی از دورانی آرمانیشده باقی مانده است.
خانوادهی کندی هرگز از تیتر خبرها دور نبودهاند—و اغلب در میانهی جنجالها.
اخیراً اعضای خانواده از اینکه Robert F. Kennedy Jr.، پسرِ برادرِ جان اف. کندی، به چهرهای برجسته در دولت Donald Trump بدل شده، ابراز وحشت کردهاند.
یکی از اعضای خانواده میگوید: «تصمیمِ برادرمان بابی برای حمایت از ترامپ، خیانتی است به ارزشهایی که پدر و خانوادهمان عزیز میداشتند.»
پنج نفر از اعضای خانواده پس از اعلام حمایت او از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۴، نامهای نوشتند و رابطهشان را قطع کردند—و این داستان به همینجا ختم نمیشود.
حتی Caroline Kennedy—که معمولاً سکوت اختیار میکند و سفیر پیشین آمریکا در استرالیاست—و بهشدت از حریم خصوصی خانوادهاش محافظت میکند، میگوید مادرش جکی به او هشدار داده بود که پسرعمویش از نشان دادن اینکه چگونه مرغها و موشها را در مخلوطکن آشپزخانه میریزد تا شاهینهایش را تغذیه کند، لذت میبرد.
در مقام وزیر بهداشت و خدمات انسانی، آر.اف.کی. جونیور کارزار «آمریکا را دوباره سالم کنیم» را پیش میبرد؛ اما بدبینی او نسبت به واکسنها موجی از انتقاد شدید را از سوی چهرههای ارشد پزشکی آمریکا برانگیخته است. شش جراح کلِ پیشین، او را به ایجاد «تهدیدی عمیق، فوری و بیسابقه» برای سلامت ملی متهم کردهاند.
دختر کارولین، تاتیانا شلوسبرگ—که به نوعی نادر و در مورد او، لاعلاج از لوسمی حاد میلوئیدی مبتلا شده—بهتازگی در The New Yorker دربارهی ویرانیهایی نوشت که از نظرش عمویش بر نظام سلامت آمریکا وارد کرده است. او نهتنها از مواضع متزلزل او دربارهی واکسنها دلشکسته بود، بلکه از کاهشهای چندمیلیارددلاری بودجهی پژوهشهای پزشکی نیز بهشدت آزرده بود.
برادر تاتیانا، جک شلوسبرگ—که همیشه بیپرده سخن میگوید—میگوید حمایت ترامپ از آر.اف.کی. جونیور، وسواس او نسبت به میراث کندی را برملا میکند:
«او آنقدر شیفتهی کندیها، نام کندی و برند کندی است که آنها را در کابینهاش به دام انداخته است.»
در زمانی که دونالد ترامپ بهاتهام رفتارهای شبهپادشاهانه، نوستالژیِ فراوانی نسبت به دودمان کندی را برمیانگیزد—دودمانی که خانوادهاش در حزب دموکرات همچون خاندان سلطنتی با آن رفتار میکردند—Netflix سفارش ساخت مجموعهای تازه با عنوان Kennedy را داده است. نخستین سری آن، American Love Story، یک مینیسریال است دربارهی رابطهی پرآشوب و تراژیک جان اف. کندی جونیور و همسرش کارولین بسِت کندی؛ با بازی نائومی واتس (بازیگر استرالیایی) در نقش جکی.
این روایتها به جمع داستانهای بیشماری میپیوندند که قدرت خانوادهای را برجسته میکنند که همزمان با آغاز نفوذ رؤیای آمریکایی فراتر از مرزهای ایالات متحده، به اسطوره بدل شد.
کارولین با معرفی تاریخ شفاهی جکی یادآوری میکند که وقتی والدینش در کاخ سفید زندگی میکردند، بسیاری از مردم هنوز برای هدایت و الهام به اروپا چشم میدوختند.
او میگوید: «مادرم نقش حیاتی در شکلگیری آنچه امروز «دیپلماسی نرم» نامیده میشود، ایفا کرد.»
پس از ترور آر.اف.کی. در سال ۱۹۶۸، جکی نهتنها نگهبان میراث کندی شد، بلکه یکی از نخستین نویسندگانی بود که دوران ریاستجمهوری همسرش را «کَمِلوت» نامید—نامی که هرگز زمانی که جان اف. کندی زنده بود، به کار نرفته بود.
تنها چند روز پس از مراسم خاکسپاری همسرش، جکی نخستین و تنها مصاحبهی رسمیِ خارج از ضبط خود را انجام داد؛ مصاحبهای دربارهی ازدواجش، دوران حضورش در کاخ سفید و ترور.
گزارش بعدیِ تئودور وایت که در دسامبر همان سال در مجله Life منتشر شد، با وضوحی سینمایی روایت میکند آن روز چگونه بود: چگونه جکی عینک آفتابیاش را محکم بر چهره نگه داشته بود تا جمعیت را ناامید نکند، و چگونه صدای موتورسیکلت اسکورت—که صدایی آشنا و عادی بود—باعث نشد فوراً از وحشتِ انفجار هولناک دچار هراس شود.
پس از ضربهی روحیِ تگزاس، او زندگیاش را به روزهای شادترِ حضور در کاخ سفید بازگرداند؛ با تأمل بر آنچه بود—و بر جهانی که از دست رفت.
او گفته است:
«شبها، پیش از خواب، جکی دوست داشت صفحات برخی از ترانههای محبوبش را مرور کند و همان ترانهای را بخواند که بیش از همه دوست داشت؛ “رکورد را برگردان”.
او میگفت: فراموش نکن—به یاد داشته باش که زمانی نقطهای وجود داشت، لحظهای کوتاه و درخشان که نامش کَمِلوت بود.»
جکی به نقشی که در کاخ سفید ایفا کرده بود افتخار میکرد—هرچند از عنوان «بانوی اول» خوشش نمیآمد و میگفت این عنوان شبیه نام یک اسب مسابقهی ارزانقیمت است.
اگر کاخ سفید قرار بود یک پادشاهی باشد، جکی از همان بدو تولد، «ملکهای در حال آموزش» بود.
از مد تا سیاست
نویسندهی نیویورکی به نام جکی ۱۹۴۷، نخستین کتاب سال خود را منتشر کرد و در سال ۱۹۵۱، هدفش را بردن جایزهی Prix de Paris مجله Vogue گذاشت؛ مقالهای که با آن برنده شد. او بهسرعت به عکاس خبریِ Washington Times-Herald بدل شد و در سال ۱۹۵۳ مراسم تحلیف Dwight D. Eisenhower را پوشش داد—در حالی که لباس عکاسیاش را با پیراهنی عوض کرد تا بازوی سناتور جوانی به نام John F. Kennedy را بگیرد و در مراسم رقص تحلیف شرکت کند.
او شایسته بود—اما نه بدوی.
«ماه پیش از ازدواجمان، با اسب لختپشت در مزرعهای در نیوپورت سوارکاری میکردیم—دو برادران اسکلینگِ سرکش»، جکی بعدها گفته است.
ستارهی سبک
مجله The Weekly در اکتبر ۱۹۶۲، او را با عنوان «جکی» معرفی کرد و از «ظاهر درسدن» او تمجید نمود—اشارهای به ظرافت پیکرههای چینی—و به خوانندگان توصیه کرد که از وقار او الهام بگیرند تا منوی فرانسوی را هم بیدردسر بخوانند:
«پرچانگی نکن. یک بیانِ هوشمند، هزار کلمه ارزش دارد.»
دستورالعملهایی چاپ شد برای ساختن pillbox hat خودتان.
جکی نقش خود را پذیرفت و گفت آر.اف.کی. وقتی با هم شوخی میکردند، دوست داشت بگوید: «شوهر باش—و زن را بگذار تا شبیه ملکه به نظر برسد.»
او میگفت: «فکر میکنم همیشه خودم را با این ایده وفق میدادم.»
قدرتِ پشت صحنه
«بهخصوص وقتی خیلی جوان ازدواج میکنی و بیاطلاعی»، با تأمل گفت، «کسی گفت نظرتان را از کجا میگیرید؟ گفتم همهی نظراتم را از شوهرم میگیرم—که درست هم بود… چون او بهترین بود.»
جیاِفکی ایستادگی کرد—و جکی نیز همینطور.
اوایل دوران ریاستجمهوری، بر پایهی گزارشی دربارهی استعمار فرانسه در ویتنام، سخنرانیای آماده شد. جکی، هنگام آمادهسازی اعلام نامزدی همسرش برای ریاستجمهوری، در حال خواندن خاطرات Charles de Gaulle بود؛ خاطراتی که در آن رئیسجمهور فرانسه گفته بود: «من همیشه تصویر مشخصی از فرانسه داشتم.»
جکی این عبارت را برای سخنرانی همسرش بازنویسی کرد. او به مسائل مهمی میپرداخت—از جمله ترغیب او به لابی با کنگره برای دریافت بودجهی لازم.
در جریان عملیات نجات و جابهجایی بناهای باستانی مصر در ابوسمبل برای جلوگیری از غرقشدن بر اثر آبگیری سد، جهان شاهد صحنههایی کمنظیر بود.
اما ژاکلین کندیای که جهان آن زمان میشناخت، با زنی که سه دهه پس از مرگش در خاطرهها مانده، یکسان نبود.
کارولین کندی در گفتوگو با White House Historical Association میگوید:
«جکی میان دو دوران ایستاده بود. دورانی که خودش در آن تاریخ را روایت میکند—زمانی که زنان در خانه میماندند و دیدگاههای اندکی فراتر از نظر شوهرانشان داشتند—و دورانی که زنان آزاد شدند مستقل و خودکفا باشند. او هر دو را بهتمامی زیست.»
پس از ترور، هنر پناهگاه جکی شد. دستیارش کتی مککیون در سال ۱۹۶۴ به آپارتمان او در خیابان پنجم نقل مکان کرد و در خاطراتش، Jackie’s Girl: My Life with the Kennedy Family، روایت میکند که جکی چگونه شبها، پس از خوابیدن کارولین و جان، «مینشست و عکسهایش را دوباره مرتب میکرد… این کارِ محبوبش بود وقتی خانه ساکت میشد.»
کتی مینویسد:
«هرگز او را در حال گریه یا فروپاشی آشکار ندیدم؛ اما وحشتِ آن روزها را میشد بر چهرهی دردکشیدهاش دید.»
خانهای برای آرامش
در آپارتمان «دنج اما شیک» او—با اتاق نشیمن بزرگ و چشمانداز سنترال پارک—جکی کوشید دوباره خودش را بسازد.
اگرچه تا پیش از آن در کاخ سفید اقامت داشت، نخستین خانهی واقعیاش پس از خروج از کاخ سفید شکل گرفت.
او از موزه متروپولیتن هنر دیدن میکرد؛ جایی که هدیهی معبد دِندور را دید—هدیهای از مصر که به پاس تلاشهایش برای تأمین بودجهی نجات ابوسمبل به آمریکا اهدا شده بود.
ادامهی زندگی و انتخابهای دشوار
در سال ۱۹۶۸، زمانی که برادرشوهرش رابرت اف. کندی نیز به سرنوشت خشونتبار همسرش دچار شد، ترس جکی دوباره زنده شد؛ «اگر قرار است بمیرند، بچههایم هم ممکن است بمیرند.»
ازدواجش با ارسطو اوناسیس، تلاشی بود برای یافتن امنیت. او میتوانست خود و فرزندانش را به جزیرهی خصوصی دورافتادهای ببرد—اما این انتخاب بحثبرانگیز بود و با انتقادهای شدید رسانهها و افکار عمومی آمریکا روبهرو شد.
در سال ۱۹۷۵، جکی دوباره بیوه شد. این بار، بهجای عقبنشینی، شغلی تازه برگزید: سردبیر کتاب شد و با آغوش باز به جنبش زنان پیوست.
در سال ۱۹۷۹، در شمارهی ویژهی دهسالگی مجله Gloria Steinem’s Ms. روی جلد رفت؛ همراه با پرسشی که در آن زمان بسیار مطرح بود:
«چرا زنان کار میکنند؟»
او پاسخ داد: «آنچه برای بسیاری از زنان نسل من بدیهی به نظر میرسید، این بود که قرار نبود اگر همسر داشتند، کار کنند.»
در جریان عملیات نجات و جابهجایی بناهای باستانی مصر در ابوسمبل برای جلوگیری از غرقشدن بر اثر آبگیری سد، جهان شاهد صحنههایی کمنظیر بود.
اما ژاکلین کندیای که جهان آن زمان میشناخت، با زنی که سه دهه پس از مرگش در خاطرهها مانده، یکسان نبود.
کارولین کندی در گفتوگو با White House Historical Association میگوید:
«جکی میان دو دوران ایستاده بود. دورانی که خودش در آن تاریخ را روایت میکند—زمانی که زنان در خانه میماندند و دیدگاههای اندکی فراتر از نظر شوهرانشان داشتند—و دورانی که زنان آزاد شدند مستقل و خودکفا باشند. او هر دو را بهتمامی زیست.»
پس از ترور، هنر پناهگاه جکی شد. دستیارش کتی مککیون در سال ۱۹۶۴ به آپارتمان او در خیابان پنجم نقل مکان کرد و در خاطراتش، Jackie’s Girl: My Life with the Kennedy Family، روایت میکند که جکی چگونه شبها، پس از خوابیدن کارولین و جان، «مینشست و عکسهایش را دوباره مرتب میکرد… این کارِ محبوبش بود وقتی خانه ساکت میشد.»
کتی مینویسد:
«هرگز او را در حال گریه یا فروپاشی آشکار ندیدم؛ اما وحشتِ آن روزها را میشد بر چهرهی دردکشیدهاش دید.»
خانهای برای آرامش
او از موزه متروپولیتن هنر دیدن میکرد؛ جایی که هدیهی معبد دِندور را دید—هدیهای از مصر که به پاس تلاشهایش برای تأمین بودجهی نجات ابوسمبل به آمریکا اهدا شده بود.
ادامهی زندگی و انتخابهای دشوار
در سال ۱۹۶۸، زمانی که برادرشوهرش رابرت اف. کندی نیز به سرنوشت خشونتبار همسرش دچار شد، ترس جکی دوباره زنده شد؛ «اگر قرار است بمیرند، بچههایم هم ممکن است بمیرند.»
ازدواجش با ارسطو اوناسیس، تلاشی بود برای یافتن امنیت. او میتوانست خود و فرزندانش را به جزیرهی خصوصی دورافتادهای ببرد—اما این انتخاب بحثبرانگیز بود و با انتقادهای شدید رسانهها و افکار عمومی آمریکا روبهرو شد.
در سال ۱۹۷۵، جکی دوباره بیوه شد. این بار، بهجای عقبنشینی، شغلی تازه برگزید: سردبیر کتاب شد و با آغوش باز به جنبش زنان پیوست.
در سال ۱۹۷۹، در شمارهی ویژهی دهسالگی مجله Gloria Steinem’s Ms. روی جلد رفت؛ همراه با پرسشی که در آن زمان بسیار مطرح بود:
«چرا زنان کار میکنند؟»
او پاسخ داد: «آنچه برای بسیاری از زنان نسل من بدیهی به نظر میرسید، این بود که قرار نبود اگر همسر داشتند، کار کنند.»در آپارتمان «دنج اما شیک» او—با اتاق نشیمن بزرگ و چشمانداز سنترال پارک—جکی کوشید دوباره خودش را بسازد.
اگرچه تا پیش از آن در کاخ سفید اقامت داشت، نخستین خانهی واقعیاش پس از خروج از کاخ سفید شکل گرفت.