Donald Trump در تازهترین اظهارات خود درباره ایران گفت «تغییر رژیم در ایران بهترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد»؛ جملهای که بار دیگر موضع صریح و بیپرده او در قبال جمهوری اسلامی را به صدر اخبار بازگرداند.
ترامپ که همواره رویکردی تهاجمیتر نسبت به تهران داشته، در سخنانش تأکید کرد سیاست «فشار حداکثری» در دوره ریاستجمهوریاش مؤثر بوده و اگر به قدرت بازگردد، همان مسیر را با شدت بیشتری دنبال خواهد کرد. او بدون اشاره به جزئیات عملی، تغییر ساختار حاکمیت در ایران را راهحلی برای پایان تنشهای منطقهای و مهار برنامههای هستهای و موشکی دانست.
این موضعگیری در شرایطی بیان میشود که فضای سیاسی آمریکا بهطور فزایندهای انتخاباتی شده و سیاست خارجی بار دیگر به یکی از محورهای رقابت تبدیل شده است. ترامپ در دوره پیشین ریاستجمهوری خود، از توافق هستهای با ایران خارج شد و مجموعهای از تحریمهای گسترده را اعمال کرد—اقداماتی که به افزایش تنشها در خلیج فارس و تشدید تقابل میان دو کشور انجامید.
با این حال، در ادبیات رسمی دولتهای آمریکا، عبارت «تغییر رژیم» معمولاً با احتیاط به کار میرود. حتی در دورههایی که تنشها به اوج رسیده بود، کاخ سفید ترجیح داده از «تغییر رفتار» سخن بگوید. از همین رو، بیان مستقیم این عبارت از سوی ترامپ، بیش از آنکه سیاستی اعلامشده باشد، موضعی سیاسی با مخاطب داخلی و خارجی تلقی میشود.
در تهران، چنین اظهاراتی غالباً بهعنوان نشانهای از «دخالت خارجی» تعبیر میشود و میتواند به تشدید فضای تقابلی بیانجامد. در عین حال، بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی این سخنان را بهعنوان حمایتی آشکار از تغییرات سیاسی در ایران میبینند.
از منظر تحلیلی، تجربه دو دهه گذشته نشان داده که تغییر رژیم—بهویژه از بیرون—فرآیندی پیچیده و پرهزینه است و پیامدهای پیشبینیناپذیر دارد. نمونههای منطقهای از عراق تا لیبی، همچنان در حافظه سیاست خارجی آمریکا حضور دارند. به همین دلیل، حتی در میان سیاستمداران آمریکایی، درباره عملی بودن چنین سناریویی اجماع وجود ندارد.
آنچه روشن است، ایران همچنان یکی از محورهای اصلی منازعه سیاسی در واشنگتن باقی مانده است. سخنان ترامپ، چه بهعنوان شعار انتخاباتی و چه بهعنوان چشمانداز سیاستی، بار دیگر نشان میدهد که پرونده ایران در معادلات قدرت آمریکا جایگاهی محوری دارد—جایگاهی که با نزدیکتر شدن به انتخابات، احتمالاً پررنگتر نیز خواهد شد.