مراسم چهلم کشته‌شدگان اعتراض‌های دی‌ماه در شهرهای مختلف ایران با صحنه‌هایی همراه بود که برای بسیاری غیرمنتظره به نظر می‌رسید: رقص و آوازخوانی بر مزار جان‌باختگان. در آرامستان‌ها، خانواده‌ها و حاضران به جای نوحه‌خوانی و عزاداری سنتی، با موسیقی، دست‌افشانی و خواندن سرودهایی با مضامین ملی، یاد عزیزان خود را گرامی داشتند.

این شیوه از سوگواری که در چندین شهر تکرار شد، توجه گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت. برخی کاربران آن را بازتابی از بیتی منسوب به حافظ دانستند: «بر سر تربت من با می و مطرب بنشین…» و گروهی دیگر آن را در امتداد خواسته‌هایی تعبیر کردند که پیش‌تر از سوی برخی معترضان مطرح شده بود؛ اینکه مرگشان به سکوت و اندوه فروکاسته نشود.

در برخی ویدئوهای منتشرشده، عناصر مذهبی مرسوم جای خود را به سرودهایی چون «ای ایران» داده بود. در یکی از این مراسم‌ها، مادر یکی از جان‌باختگان خطاب به حاضران گفت از این پس روزهای خاصی در تقویم اعتراضی ایرانیان معنایی تازه خواهند داشت؛ سخنانی که از نگاه ناظران نشانه‌ای از جابه‌جایی نمادها و مفاهیم در بخشی از جامعه است.

این تغییر در آیین سوگواری را می‌توان در بستر شکاف ارزشی عمیق‌تر میان معترضان و حاکمیت تحلیل کرد. طی سال‌های گذشته، برخی رفتارها و نمادهایی که پیش‌تر تابو تلقی می‌شدند، در جریان اعتراض‌ها به اشکال تازه‌ای بروز یافته‌اند. اکنون نیز رقص بر مزار، برای بخشی از جامعه نه نشانه بی‌احترامی، بلکه بیانی از ایستادگی و نپذیرفتن شکست تلقی می‌شود.

در مقابل، هواداران حکومت این رفتارها را تقبیح کرده و آن را با سنت‌های عزاداری در ایران ناسازگار دانسته‌اند. برخی چهره‌های رسمی نیز این شیوه سوگواری را زیر سؤال برده‌اند.

با این حال، تداوم چنین مراسم‌هایی در روزهای مختلف نشان می‌دهد که برای بخشی از بازماندگان، سوگ نه به معنای انزوا، بلکه به ابزاری برای حفظ صدا و روایت جان‌باختگان تبدیل شده است؛ روایتی که در آن رقص و آواز، نه جشن، بلکه اعلام تداوم زندگی و اعتراض است.