سهراب پورناظری، آهنگساز، نوازنده و چهره شناختهشده موسیقی ایران، با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کرد از حضور آثار خود در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر انصراف داده است. این تصمیم در واکنش به وضعیت جاری اجتماعی و سیاسی کشور صورت گرفته و او آن را «نامتناسب با شرایط مردم» خواند.
انصراف سهراب پورناظری از حضور در جشنواره فیلم فجر، تنها یک تصمیم شخصی یا حرفهای تلقی نشد؛ این اقدام در مدت کوتاهی به موضوعی بحثبرانگیز در فضای فرهنگی و رسانهای ایران تبدیل شد و بار دیگر نسبت هنر، مسئولیت اجتماعی و رویدادهای رسمی را به کانون توجه بازگرداند.
پورناظری با انتشار بیانیهای کوتاه اما صریح، اعلام کرد در شرایطی که جامعه ایران با بحرانها و فشارهای گسترده اجتماعی و انسانی روبهروست، شرکت در رویدادهایی با ماهیت جشن و رقابت را همراستا با حالوهوای عمومی جامعه نمیداند. او بدون ورود مستقیم به جزئیات سیاسی، تصمیم خود را نوعی همدلی با مردم و خانوادههای آسیبدیده توصیف کرد؛ موضعی که بهسرعت بازتاب گستردهای در میان هنرمندان و کاربران شبکههای اجتماعی یافت.
اهمیت تصمیم از منظر جایگاه هنری
آنچه این انصراف را برجستهتر میکند، جایگاه سهراب پورناظری در موسیقی و سینمای ایران است. او در سالهای گذشته بهعنوان آهنگساز و نوازندهای حرفهای، در پروژههای مهم سینمایی و موسیقی متن فیلمها حضور فعال داشته و همواره رابطهای نسبتاً مستمر با رویدادهای رسمی فرهنگی حفظ کرده است. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران فرهنگی معتقدند کنارهگیری او از جشنواره فیلم فجر، حرکتی نمادین و حسابشده است؛ حرکتی که نمیتوان آن را به هیجان لحظهای یا واکنش احساسی فروکاست.
بازتابها و واکنشها
پس از انتشار این موضعگیری، طیفی از هنرمندان و فعالان فرهنگی با بازنشر یا حمایت ضمنی از تصمیم پورناظری، آن را نشانهای از مسئولیت اجتماعی هنرمند دانستند. در مقابل، برخی منتقدان بر این باور بودند که جشنوارهها میتوانند محلی برای طرح اعتراض از درون باشند و ترک آنها لزوماً مؤثرترین راه نیست. با این حال، فضای غالب رسانهای و شبکههای اجتماعی، تصمیم پورناظری را همدلانه و قابل احترام ارزیابی کرد.
در این میان، سکوت دبیرخانه جشنواره فیلم فجر و نهادهای رسمی مرتبط نیز مورد توجه قرار گرفت؛ سکوتی که از نگاه برخی ناظران، نشاندهنده حساسیت موضوع و نگرانی از شکلگیری موج گستردهتری از انصرافها در میان هنرمندان است.
فراتر از یک انصراف فردی
از منظر تحلیلی، اقدام سهراب پورناظری را میتوان در چارچوب «اعتراض خاموش» تعریف کرد؛ شکلی از کنش فرهنگی که نه با شعارهای تند، بلکه با عدم مشارکت در رویدادهای رسمی پیام خود را منتقل میکند. این الگو پیشتر نیز در دورههای مختلف بحران اجتماعی در ایران دیده شده و نشان میدهد بخشی از جامعه هنری ترجیح میدهد موضع خود را از طریق «نبودن» بیان کند.
انصراف سهراب پورناظری از جشنواره فیلم فجر، فراتر از یک تصمیم شخصی، بازتابدهنده تحولی در نگاه بخشی از هنرمندان به نقش اجتماعی خود است. تصمیمی که موافقان و منتقدان خود را دارد، اما بیتردید یک پیام روشن به همراه دارد:
در بزنگاههای حساس اجتماعی، حتی سکوت و غیبت یک هنرمند نیز میتواند بیانیهای پرمعنا و اثرگذار باشد.