در پی حملات گسترده و هماهنگ ایالات متحده و اسرائیل به اهدافی در ایران در روز شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند)، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد «نشانههای زیادی» وجود دارد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، «دیگر وجود ندارد»،
همزمان، خبرگزاری رویترز در گزارشی از این عملیات نوشته است که اسرائیل کشتهشدن خامنهای و چند مقام ارشد ایرانی را نتیجه حملات معرفی کرده و مدعی شده است «مجموعه بیت رهبری» و اهداف راهبردی دیگر در جریان عملیات هدف قرار گرفتهاند. با این حال، تا لحظه انتشار این گزارش، مقامهای رسمی جمهوری اسلامی بهصورت علنی خبر مرگ خامنهای را تأیید نکردهاند و نبودِ تأیید رسمی از سوی تهران، باعث شده است سطح قطعیت برخی روایتها متفاوت باشد.
بهگفته نتانیاهو، «بیت رهبری» که محل اقامت و مرکز تصمیمگیری رهبر جمهوری اسلامی توصیف میشود، در حملات اخیر «نابود» شده و او همچنین از «از بین رفتن فرماندهان سپاه» و «مقامهای ارشد هستهای» سخن گفته است؛ ادعاهایی که در میانه ادامه درگیریها و تبادل حملات، میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی فوری برای ساختار قدرت در تهران داشته باشد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که پاسخ موشکی ایران و گسترش تنش به چند کشور منطقه، نگرانی از خروج بحران از کنترل را افزایش داده و سازمان ملل و شماری از دولتها خواستار توقف فوری درگیریها و بازگشت به مسیر دیپلماسی شدهاند.
خامنهای از سال ۱۳۶۸ در رأس ساختار قدرت قرار داشت و طی بیش از سه دهه، سیاست خارجی، امنیتی و داخلی کشور زیر سایه تصمیمهای او شکل گرفت. در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق اقتصادی، اعتراضات گسترده اجتماعی و تنشهای فزاینده منطقهای روبهرو بود؛ اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که با تلفات گسترده همراه شد، یکی از بزرگترین چالشهای حاکمیت در سالهای اخیر محسوب میشود.
مرگ رهبر جمهوری اسلامی در شرایطی رخ داده که کشور در وضعیت آمادهباش نظامی قرار دارد، ساختار قدرت با فشار خارجی بیسابقه مواجه است و مسئله جانشینی میتواند به مهمترین چالش سیاسی درون حاکمیت تبدیل شود. طبق قانون اساسی، انتخاب رهبر جدید بر عهده مجلس خبرگان رهبری است، اما فضای امنیتی و شرایط جنگی میتواند این روند را پیچیدهتر کند.
در سطح منطقهای، این تحول میتواند معادلات قدرت را تغییر دهد؛ از وضعیت نیروهای همسو با تهران در منطقه گرفته تا سطح تقابل مستقیم با آمریکا و اسرائیل. بازارهای انرژی، امنیت خلیج فارس و توازن قوا در خاورمیانه از جمله حوزههایی هستند که ممکن است به سرعت تحت تأثیر قرار گیرند.
اکنون جمهوری اسلامی وارد مرحلهای شده که نهتنها با چالش انتقال قدرت، بلکه با پرسشهای عمیق درباره آینده ساختار سیاسی خود روبهروست. روزها و هفتههای پیش رو میتواند مسیر جدیدی برای ایران رقم بزند.