در آستانه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، فضای عمومی ایران بار دیگر شاهد دو تصویر متضاد از خیابانهاست؛ تصویری که از یکسو با تدارک گسترده حکومت برای برگزاری مراسم سالگرد انقلاب ترسیم میشود و از سوی دیگر، با نشانههای پررنگ نارضایتی اجتماعی که در قالب شعارهای ضدحکومتی، دیوارنویسیها و اعتراضات پراکنده خود را نشان میدهد.
حاکمیت مطابق روال سالهای گذشته، با بسیج نهادهای دولتی، تبلیغات رسانهای گسترده و حضور سازمانیافته نیروهای رسمی، تلاش دارد ۲۲ بهمن را بهعنوان نماد «همبستگی ملی و تداوم مشروعیت» به نمایش بگذارد. پوشش زنده تلویزیونی، نصب بنرها و بیلبوردهای شهری و دعوتهای رسمی برای حضور در راهپیمایی، بخشی از این تلاش است.
اما همزمان، گزارشها و ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از فضای متفاوتی در بخشهایی از شهرهای ایران حکایت دارد؛ شعارهای شبانه، اعتراضات پراکنده و واکنشهای انتقادی که نشان میدهد بخشی از جامعه، این مناسبت را نه یک جشن، بلکه یادآور بحرانهای انباشته سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میداند.
کارشناسان معتقدند تداوم فشارهای معیشتی، افزایش نااطمینانی اقتصادی، محدودیتهای سیاسی و برخوردهای امنیتی با معترضان، باعث شده روایت رسمی حکومت از «وحدت و رضایت عمومی» با تجربه روزمره بسیاری از شهروندان فاصلهای محسوس پیدا کند. به همین دلیل، هرچه به ۲۲ بهمن نزدیکتر میشویم، این شکاف نمادین در فضای عمومی پررنگتر میشود.
در چنین شرایطی، سالگرد انقلاب بیش از آنکه صرفاً یک مناسبت تاریخی باشد، به شاخصی برای سنجش میزان فاصله حکومت و جامعه تبدیل شده است؛ روزی که حضور سازمانیافته حکومتی در برابر اعتراضات خاموش یا سرکوبشده مردمی قرار میگیرد و تصویری دوگانه از واقعیت اجتماعی ایران ارائه میدهد.
ناظران سیاسی بر این باورند که این تقابل محدود به یک روز خاص نیست و بازتابدهنده بحرانی عمیقتر در ساختار اعتماد عمومی است؛ بحرانی که هر سال در آستانه ۲۲ بهمن، خود را آشکارتر نشان میدهد و پرسشهایی جدی درباره آینده رابطه حکومت و جامعه مطرح میکند.