اسفندیار شهیدی، فیلمبردار و مدیر فیلمبرداری پیشکسوت سینمای ایران، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ پس از یک دوره بیماری در بیمارستان درگذشت؛ خبری که برای جامعه سینمایی، بیش از یک اطلاعیه رسمی، یادآور پایان تدریجی نسلی است که با نور و سایه، بیهیاهو تاریخ تصویری یک دوره را ثبت کردند.
شهیدی متولد سال ۱۳۲۴ در تهران بود. تحصیلاتش در رشته مهندسی طراحی در دانشگاه علم و صنعت ایران آغاز شد، اما علاقه جدی به تصویر او را به کالج ملی فیلم لندن کشاند؛ جایی که آموزش آکادمیک فیلمبرداری دید و با نگاه فنی و دقیقتری به قاببندی و نورپردازی بازگشت. همین ترکیب نگاه مهندسی و آموزش سینمایی، بعدها به امضای کاریاش تبدیل شد.
او فعالیت حرفهای خود را از دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد؛ دورهای که سینمای ایران در حال بازسازی ساختار تولید خود بود. شهیدی در مقام مدیر فیلمبرداری و فیلمبردار در آثار متعددی حضور داشت که بخشی از حافظه تصویری مخاطبان ایرانی را شکل دادند.
در کارنامه او فیلمهایی چون «تشکیلات» (۱۳۶۵)، «خانهای مثل شهر» (۱۳۶۶)، «صخره همیشه سبز» (۱۳۶۷)، «گریز» (۱۳۷۱)، «بازیچه» (۱۳۷۱)، «یاران» (۱۳۷۲) و «حرفهای» (۱۳۷۵) دیده میشود. در دهههای بعد نیز مدیریت فیلمبرداری آثاری مانند «خانهای در تاریکی» (۱۳۸۲)، «رسم عاشقی» (۱۳۸۳)، «لبه تاریکی» (۱۳۸۴) و «به دنیا بگویید بایستد» (۱۳۸۵) را برعهده داشت؛ آثاری که چه در سینما و چه در تلویزیون، مخاطبان گستردهای داشتند.
شهیدی علاوه بر فیلمبرداری، تجربه کارگردانی نیز داشت و در برخی پروژهها در مقام کارگردان ظاهر شد؛ هرچند بیشتر با هویت پشت دوربین شناخته میشد. همکارانش از او بهعنوان فیلمبرداری یاد میکنند که بیش از جلوهگری بصری، به «روایت» وفادار بود. قابهای او اغلب آرام، دقیق و در خدمت داستان بودند؛ نه نمایش تکنیک.
در سالهایی که سینما بهسرعت به سمت دیجیتال حرکت کرد، شهیدی از نسل فیلمبردارانی بود که کار را با نگاتیو آغاز کرده بودند؛ نسلی که نور را نه فقط بهعنوان ابزار، بلکه بهعنوان زبان میشناخت. شاید نام او برای مخاطب عام به اندازه بازیگران و کارگردانان شناختهشده نبود، اما در پشت صحنه، احترام ویژهای برایش قائل بودند.
درگذشت اسفندیار شهیدی، تنها فقدان یک چهره فنی نیست؛ از دست رفتن بخشی از تجربه زیسته سینمای ایران است. نسلی که با محدودیتها ساخت، با کمبود امکانات کار کرد و بیآنکه در مرکز توجه باشد، تصویرهایی ماندگار خلق کرد.
شاید اکنون، در میان پیامهای تسلیت و یادداشتهای همکارانش، این پرسش بیش از گذشته مطرح شود که چه اندازه برای ثبت و انتقال دانش این نسل تلاش کردهایم. سینما تنها با ستارههای جلوی دوربین زنده نمیماند؛ گاه ستونهای اصلی آن، همانهایی هستند که نامشان در تیتراژ میآید، اما کمتر دیده میشوند.
مراسم تشییع و خاکسپاری این فیلمبردار پیشکسوت متعاقباً اعلام خواهد شد. جامعه سینمایی ایران این روزها، با وداعی دیگر، بار دیگر به یاد میآورد که تاریخ تصویر، مدیون چشمهایی است که آرام و بیادعا کار کردند.