آیا در اوج خوشبختی، از این واقعیت تکان دهنده با شوهرم حرف بزنم؟!

    سنگ صبور عزیز   اگر شما جای من بودید چه میکردید؟! من که عاشق زندگیم هستم ولی امروز باید از یک واقعیت تلخ و تکان دهنده با شوهرم حرف بزنم، واقعیتی که مسلما ً زندگی مرا از هم خواهد پاشید.   من یک زن دورگه هستم، نیمه ایرانی و نیمه فرانسوی، ولی بیشتر […]

چگونه عشق بزرگ زندگیم را به برادرم بخشیدم؟!

    محسن – ونکوور سنگ صبور عزیز من بدست خود، تنها عشق زندگیم را به برادرم بخشیدم و خود را در برزخ بزرگی انداختم، ولی براستی چرا؟   قصه من، قصه ای شنیدنی است. من برای اولین بار در زندگیم عاشق شدم، آنهم در 40 سالگی، در سن و سالی که عشق مفهوم واقعی […]

روزی که اسرار عجیب زندگی همسرم فاش شد!

    سنگ صبور عزیز   من در یکی از ایالات دور آمریکا، همراه با همسر و دخترم زندگی میکنم. الان حدود 45 سال دارم. 15 سال پیش در ایران با همسر فعلی ام ازدواج کردم. آنروزها من 30 ساله بودم و همسرم 32 ساله. این اولین ازدواج من بود ولی برای همسرم سومین ازدواج […]

سهیل هم عاشق سپیده، هم عاشق جهان است!

    سنگ صبور عزیز من درست 10 سال پیش ایران را ترک کردم، ولی در طی این مدت، انگار صد سال بر من گذشته و صدها حادثه و ماجرا، برای من پیش آمده است!   10 سال قبل به دنبال جدایی پدر و مادرم در ایران، بعد از یک زندگی مشترک 30 ساله، من […]

چطور از آن راز هولناک با این مادر سخن بگویم؟!

    سنگ صبور عزیز کودکی و نوجوانی من، در آغوش خانواده ای مرفه و تحصیلکرده گذشت، من در یک مدرسه فرانسوی و در عین حال مدرسه ایرانی تحصیل کردم، با فرهنگ و زبان اروپایی آشنا شدم و در سن 20 سالگی ایران را ترک گفته و نزد خاله مادرم در پاریس آمدم. درحالیکه بیش […]

تولد آن کوچولو، هم با خود شادی آورد، هم غم و ترس!

    قصه مریم – واشنگتن سنگ صبور عزیز من همیشه اطرافیانم را تشویق می کنم تا قصه های خود را برای چاپ در مجله جوانان بفرستند، حتی در صورت لزوم نام و نشان خود راتغییر بدهند، چرا که معتقدم چاپ این ماجراهای واقعی، همیشه سبب روشن شدن افکار خانواده ها و هشدار بزرگ برای […]

نامه شوک آمیز همسرم، مرا در بن بست گذاشته است!

    سنگ صبور عزیز من به تو پناه آورده ام، باور کن در حل مشکل خود درمانده ام! با خود گفتم اگر بسیاری نظر بدهند، اگر مردم از هر سن و سال و عقیده و مرامی، دیدگاه خود را بگویند، من براحتی می توانم تصمیم آخر را بگیرم. 5 سال پیش به دنبال یک […]

حرفهای مردم و شوهر دو شخصیتی و زیبای من!

    قصه: عسل از آلمان سنگ صبور من دو سه هفته ای است که دچار نوعی بلاتکلیفی و سردرگمی شده ام، چرا که از سویی زندگی خود را عاشقانه و پر از شور، از سویی نیز، آنرا پر از ایراد و نقص، همراه با شایعات و حرفهای عجیب و غریب مردم می بینم. تازه […]

خنجردوست!

    سنگ صبور عزیز دیگر سالهاست از دوست گریزانم! انگار هر کسی که با چهره مهربانی بسویم می آید، خنجری در دست دارد تا قلبم را بشکافد.   در ایران برای نخستین بار با مردی ازدواج کردم که قول داده بود بلافاصله مرا از ایران خارج کند و زندگی مشترکمان را در اروپا ادامه […]