بیماری روانی را پزشک درمان می کند، نه دیگری!!

    از شرق آمریکا زنگ می زد…: با مامانم قهر کردم و او به ایران برگشت. . . خیلی ناراحتم…!! ــــ دلتنگی می کنید؟ چند سال دارید؟ سی سال دارم و نمیدانم برادرم مثل اینکه سی و پنجساله است ولی ما دوقلو هستیم..   ــــ فکر می کنید دوقلو هستید یا واقعا ً دوقلو […]

پیام دوگانه بعضی از مادران: آمیختگی نجابت با «عشوه»!

    از راه دور گفت . . . هزار بار به مادرم گفتم که هرجا می رویم چه من با تو باشم چه نباشم، اینقدر از من تعریف نکن، از مردم خجالت می کشم. تو راجع به من به گونه ای حرف می زنی که انگار زیباترین، باهوش ترین، خانه دارترین و هنرمندترین دختر […]

نجابت! رفتاری که باید از نو شناخت

    از ایران زنگ می زد: . . . از همان کودکی که رفتار پدر را با خود دیدم، فهمیدم که زندگی کردن بسیار دشوار است و زمانیکه یک پدر می تواند چنین سمتی را بر علیه فرزندان خود داشته باشد، عشق کلامی است که در کتابها می نویسند و در دنیای واقعی، عاشق، […]

آیا شما هم، مشکلی ندارید؟!

    از راه دور گفت:. . . ابدا ً مشکلی ندارم ولی دوست دارم بمن پند بدهید؟   ــــ در چه مورد پند می خواهید؟ مثلا ً اینکه ما بعنوان پدر و مادر با بچه ها چه کنیم؟ خصوصا ً در این روز و زمان که دخترم ماری جوانا می کشید و وقتی گفتم […]

وقتی بیگدار به آب می زنیم!!

  از تگزاس زنگ می زد: . . . زن جوانی هستم که زندگی پرماجرایی داشته ام، به سفارش یکی از دوستان به شما زنگ می زنم، امیدوارم مزاحم نباشم و بتوانم از شما ضمن اینکه از حوادث زندگیم می گویم، راه حل بخواهم..   ــــ بفرمائید. در ایران متولد شدم، یک برادر کوچک و […]

زندگی زناشویی، فقط شعر و شراب و زیر نور آفتاب نیست!

  از راه دور گفت: . . . شعر و شراب را نخستین بار در زیر نور آفتاب از دهان کسی شنیدم و از دست کسی گرفتم که در همان نخستین بار که قرار ملاقات را در برابر پافشاری بسیار پذیرفته بودم، احساس کردم که این مرد کسی نیست که بتواند قلب خودش را به […]

از نظر روان شناسی، نشان دادن احساس شدید در «واکنش وارونه» پوشش تنفر است!

    از راه دور گفت: آیا مردم در کشورهای دیگر، همانند ما ایرانیان که مشکل داریم و آنها را بزبان می آوریم و یا تحمل می کنیم، با دشواریها روبرو هستند؟ آیا آنچه امروز با آن روبرو هستیم یک پدیده تحمیل شده است یا اصولا ً ما مردمی هستیم که دوست داریم غصه بخوریم! […]

وقتی مردم ستیز، به مقابله با فرزند بر می خیزد!

    از تهران زنگ می زد: می خواهم با فرزندانم به آمریکا بیایم، آیا می توانید به من کمک کنید؟   ـــ چه چیزی سبب شد بجای تلفن به یک « وکیل مهاجرت »، به من زنگ بزنید؟ ـــ ببخشید حواسم پرت است، اینکار را هم باید انجام دهم، چهار فرزند دارم و زندگی […]

گاه پوزش، پایان اندوه است

  از راه دور گفت: از مجلس یادبود پدرم برمی گردم و به یاد ایام کودکی می افتم که چگونه به هر بهانه ای مرا در زیر ضربات شدید مشت و لگد آزرده بود؛ ولی زمانیکه به پیری پای نهاده بود، انتظار داشت که یک فرزند وفادار به او باشم و وظایفم را ( احترام […]